اول از همه برایت آرزو مىکنم که عاشق شوى
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تنهاییت، نفرت از کسى نیابى
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید
اما اگر پیش آمد، بدانى چگونه به دور از ناامیدى زندگى کنى
برایت همچنان آرزو دارم دوستانى داشته باشى
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخى نادوست و برخى دوستدار
که دست کم یکى در میانشان بىتردید مورد اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشى
نه کم و نه زیاد ...... درست به اندازه
تا گاهى باورهایت را مورد پرسش قرار دهند
که دست کم یکى از آنها اعتراضش به حق باشد
......................تا که زیاده به خود غره نشوى.

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۹۵ساعت 14 توسط Rezazn|
برچسب:
نویسنده: آرمان زارعی