ویکتورهوگو - تاریخ: 1404/9/29 ساعت: 21:11
ویکتورهوگو اول از همه برایت آرزو مى‌کنم که عاشق شوىو اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزدو اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشدو پس از تنهاییت، نفرت از کسى نیابىآرزومندم که اینگونه پیش نیایداما اگر پیش آمد، بدانى چگونه به دور از ناامیدى زندگى کنىبرایت همچنان آرزو دارم دوستانى داشته باشىاز جمله دوستان ب...
مهتاب - تاریخ: 1404/9/29 ساعت: 21:11
مهتاب باورت نمی شود که منوارهاده در میان حیرت کنونمانده با کورسویی از فانوس خاطرات دوردر سیاهی شب جداییتتکه های چلچراغ را از درون کوچه های قهر تو... فاش می کنم !من ستاره های اشتیاق راتا وصال نبض چلچراغ تا همیشه ، مهتاب می کنم ! + نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۹۵ ساعت 21 توسط Rezazn  | 
- تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 0:06
سنگهائی که من از عشق تو بر سینه زدم، کعبه ای می شد اگر خانه بنا میکردم.همه چیزت را دوست دارم؛اِلا این تظاهر لعنتــــی اتبه دوست داشتنم را...نمک میپاشی..!ابراز احساسات بیش از حد، احساس بعضی ها را، بی حس می کند...جرعه جرعه لاجرم تقدیر می نوشم تبر تبر ناگزیر رویا تباه می کنم دستانم را نگیرید راه ها گاه...
مهتاب - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:51
دو دلم اول خط نام خدا بنویسمیا که رندی کنم و نام تو را بنویسمهمه یک گفتم و دینم همه یکتایی بودبا کدامین قلم امروز دوتا بنویسم.......بنام حضرت دوست....... که ذکر نامش نکوست.درود و سلام بر شمای دوست..........خوش آمدید.............به جهت حضور و نگاه مهربان شما از وبلاگ سلسله موی دوست سپاسگذارم.امید است...
دست نویس - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 17:51
آنچه که بیش از همه می خواهیم این است که یک رازی فاش شود. رازی در عمق وجودمانباید پیش رفت و به حرف های دل و فطرت خود گوش داد. ترسهای ما سبب میشود تا......احساس بی قراری و عدم اطمینان کنیم، چیزی در دل است که می گه مراقب باش، همه چیز آن طور که به نظر می رسد نیست. در این شرایط احساس درست بودن کارها را ن...
ویکتورهوگوufeff - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
اول از همه برایت آرزو مىکنم که عاشق شوىو اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزدو اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشدو پس از تنهاییت، نفرت از کسى نیابىآرزومندم که اینگونه پیش نیایداما اگر پیش آمد، بدانى چگونه به دور از ناامیدى زندگى کنىبرایت همچنان آرزو دارم دوستانى داشته باشىاز جمله دوستان بد و ناپایدا
مهتاب - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
دو دلم اول خط نام خدا بنویسمیا که رندی کنم و نام تو را بنویسمهمه یک گفتم و دینم همه یکتایی بودبا کدامین قلم امروز دوتا بنویسم.......بنام حضرت دوست.......که ذکر نامش نکوست.درود و سلام بر شمای دوست..........خوش آمدید.............به جهت حضور و نگاه مهربان شما از وبلاگ سلسله موی دوست سپاسگذارم.امید است
بخشی از شعر " غرور توانستن ها و خضوع خواستن ها" - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
دو دلم اول خط نام خدا بنویسمیا که رندی کنم و نام تو را بنویسمهمه یک گفتم و دینم همه یکتایی بودبا کدامین قلم امروز دوتا بنویسم.......بنام حضرت دوست.......که ذکر نامش نکوست.درود و سلام بر شمای دوست..........خوش آمدید.............به جهت حضور و نگاه مهربان شما از وبلاگ سلسله موی دوست سپاسگذارم.امید است
نیمه پر لیوان - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
نمیدونم چقدر روی شناخت خودتون از جنبه های مختلف کار کردین و آشنایی دارین! مثلا اینکه من بدونم چه توانایی هایی دارم، چه استعدادهایی دارم، چه اخلاقایی دارم، در موقعیت های مختلف نحوه رفتارم چطوریه ... این کار حسن های زیادی داره: تکلیفمون با خودمون و زندگی مشخص تره! همینطور با دیگران از تکرار خطاها
دست نویس - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
آنچه که بیش از همه می خواهیم این است که یک رازی فاش شود. رازی در عمق وجودمانباید پیش رفت و به حرف های دل و فطرت خود گوش داد. ترسهای ما سبب میشود تا......احساس بی قراری و عدم اطمینان کنیم، چیزی در دل است که می گه مراقب باش، همه چیز آن طور که به نظر می رسد نیست. در این شرایط احساس درست بودن کارها را
دست نویس .انعطاف پذیری - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
ناامنی شیطانی است که ما را عصبانی می کند، اما اگر به حرفهای خردمندانه گوش کنیم، مشکل حل می شود. غریزه ها می گویند که چکار کنی. شاید دوست نداری که آن ها چه می گویند، بسیار خب، ما همیشه در مقابل امور فطری بوده ایم اما، همگی.... .........می دانیم سر انجام چه خواهد بود. ................................
آدمها و گوسفندها - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
این سمت و سو گیری در قضاوت و عدالت یک فقر فرهنگی است و از داخل خانواده ها نهادینه شده ودر فرهنگ ما وجود دارد...همانگونه که خداوند گوسفند راآفرید برای قربانی شدن . باتوجه به آنکه :حیوان بی آزار و مفیدی هم هست و شاید بی آزار ترین موجودات آفریده خدا باشد . ولی لاجرم بدلیل گوسفند بودنش باز هم باید سر بر
خیش به خویش - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
شاید خیش به خویش باید بست و "خویشتن" را دوباره شخم زد , برای رویشی دیگر , و به امید بارشی از نو , به رستنی تازه رسید , که این قانونی از قوانین بقاست. اگر کسی به این ادراک رسید و حرکت داد گاو زمانه ، و تیز نمود حدید و آهن اندیشه را ,لایق این بقاست و اگر به ادراک آن نرسیده باشد که جوهر وجودش همان خا
وفا - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:45
قلب آدما مثه یه جزیره دور افتاده میمونه, این که کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست, مهم اون کسیه که هیچ وقت جزیره رو ترک نمی کنه... نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 14 توسط Rezazn|
دل آدمی - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 22:06
زيبايي حقيقت استو حقيقت زيبايي استو هر دو عين وجودندو هر سه عين عشقندو هرچهار همان شادي مطلق اندو هر پنج (زیبائی.حقیقت.وجود.عشق و شادی) دل آدمي است که چون پنجه آفتابجامي از شراب نور به دست جهانيان مي دهددل آدمي ،اگر چون دهکده عالم جايگاه آب و ملک و دام و دد نباشدخانه عشق استو آنجا چون اتاق هزار آئين...
پلک - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 22:05
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ: ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﻧﺠﻮﻣﯽ ﺩﺭ ﺣﺪ ﭘﻠﮏ ﺯﺩﻥ ﯾﮏ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺍﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺯﯾﺮ ﺗﮏ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﭘﺮﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺁﺩﻡ ﺩﺭ ﭘﺮﺗﻮ ﺣﺴﻦ ﺗﻮ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﻭ ﺻﺪ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﭘﻠﮏ ﺑﺰﻧﻢ
هوای نبودن تو... خیس است - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 22:04
باران می بارد... و من؛در این هوای نبودنِ تو،مینشینم؛ پشت پنجره ی مه گرفته...سرم؛تکیه میخورد به شیشه...u200fو انگشتانم؛بی هوا می لغزند روی شیشه و نقش میزنند...و گونه هایم؛آهسته آهسته،خیس میu200fشوند... نقش میزند.......
شعر : حافظ، فریدون مشیری - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 22:04
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم دیده بخت به افسانه او شد در خواب کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند ای آفتاب آهسته نه . پا در حریم یار من ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند
u200eﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﺮﯾﻢ - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 20:49
u200eلقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ،u200eﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ...u200eﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ، ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯿﺰ تا ﺍﺯ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺟﺎ ﻧﻤﺎﻧﯽ...u200eﺍﺭﺑﺎﺏ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻏﻼﻡ!u200eﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺳﺖ!u200eﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺢ ﺷﺪ؛u200eﻟﻘﻤﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻧﻤﺎﺯﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﺎﻧﺪ.u200eﻭﻟﯽ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﺍ ﺑ...
همیشه اولین شانس را دریاب - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 20:48
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود... کشاورز به او گفت که برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد میکنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. و مرد قبول کرد... درِ اولین طویله که بزرگترین هم بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگینترین گاوی ...

برچسب‌های مرتبط

دل آدمی | دل آدمی پیدا نیست | دل آدمی اریک فروم | پلکسی چیست | شعر حافظ فریدون مشیری | شعر فال حافظ از فریدون مشیری | خداوند کریم | خداوند کریم است | خدا کریمه | خدا کریم است